یعنی می شه مادوتایه روزی به هم برسیم؟
مهم فقط رسیدنه حتی اگه کم برسیم
یعنی می شه خوشی بیاددورماتوری بکشه؟
به ارزوهاش برسه هرکی که دوری بکشه؟
یعنی می شه شب بشینم دس روی موهات بکشم؟
کاشکی بدونم چقدربایدمکافات بکشم
یعنی می شه به جای اشک روی چشام سرمه باشه؟
تاکی بایددردودلافقط توی نامه باشه؟
یعنی می شه که شونه هات فقط پناه من باشه؟
چراتاحالانشده شایدگناه من باشه؟
یعنی می شه که جای من فقط روی چشات باشه؟
تیکه کلام توبازم من می میرم برات باشه؟
یعنی می شه فقط یهبارخدابه ما نگا کنه؟
می گی نمی شه ولی من همش می گم خداکنه
یعنی می شه تودفترش یه لحظه اسم ماباشه؟
یه چیزی بشکنه فقط اونم طلسم ماباشه

لباسای عیدشونوپوشیدنا!




اینام دارن حال می کنن





![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اینم لیلی ومجنون

خوش ش ش شش
بگذره ه ه ه
یعنی همون سال نو

بدو از الان بشمرتاسالتحویل
هرکی این کاروکرد افرین یه شکلات



می دونین قضیه چیه؟
اون یارو داره سواربراسب سفیدمیاداین خانومرو ببره
یه جورایی لیلی ومجنون
یادم می افتی شب وروز
صدام می پیچه توگوشت
مثل یه اه سینه سوز
حسرت یک لحظه نگام
دلتنگ می شی بدجوربرام
اون روزادیرنیست به خدا
حتی به خوابت نمی یام 





من اومدم
خوب بروبچ باحال
محرمه میخواییم بریم عزاداری وکارای خوب خوب کنیم
اگه یه مدت نبودیم عیب نداره
شمانظرای خوشگلتونوبذاریدبعداخونده میشه

دوست دارم میدونی
تاوقتی مهربونی
این جمله رو می تونی
ازتوچشام بخونی

یه امین بگو
تازه بعدشم داری ![]()


تازه اگه خیلی ام جشن باحالی باشه اینطوریم می شه![]()


اینم خلاصه ی مطلب

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!![]()


هنوزم خیس می شه چشمام وقتی یادتومی افتم
هنوزم میایی تو خوابم توشبای پرستاره
هنوزم می گم خدایاکاش که برگرده دوباره

مثل شعرای قدیمی بوی کهنگی گرفتم دیگه تازگی ندارم خیلی زودازیادت رفتم
این روزاچندخطی ام شعرتوی تنهاییم نوشته ام حیف همه بیتاش همین شد خیلی زودازیادت رفتم
یادمه برام می گفتی توی حرفات هس صداقت عشق نه خیلی بالاتر اره ازته رفاقت
کوکجاست اون همه حرفات خیلی زودازیادت رفتم عزیزم
کو کجاست عشق توچشمات خیلی زودازیادت رفتم عزیزم
من شکستم این دلم روبه یه اعتمادباتودلمو خوش کردم امابی تو بایاد باتو
دلم اینجاتوی سینم می توپوسیدونگفتم تودلم غصه ام همینه خیلی زودازیادت رفتم
گله ای ندارم ازتو می دونم سیاهه بختم غصه ام فقط همینه خیلی زودازیادت رفتم

بی تویک روز دراین فاصله هاخواهم مرد
می گه من انقدردارم که توتوی اوناگمی


درخواب نازبودم شبی
دیدم کسی درمی زند
درراگشودم روی او
دیدم غم است درمی زند
ای دوستان بی وفا
ازغم بیاموزیدوفا
غم باان همه بیگانگی
هرشب به من سرمی زند
دستان مراسخت فشردی که مرو
حالاکه دلت به دیگری مایل گشت
کفشان مرا جفت نمودی که برو

برماسه ها نوشتم
دریای هستی من
ازعشق توست سرشار
این رابه یادبسپار
برماسه هانوشتی
ای همزبان دیرین
این ارزوی پاکیست
امابه دست بادبسپار


چرارفتی؟
هنوزنمی دانم چرارفتی؟
شایدوسعت شانه هایم برای انبوه هق هق گریه های توکوچک بود
شایدازاینکه درقلب من اشیانه کنی درتردیدبودی
شایداهوی قلبت که تا دیروزدردشتهای قلب من رهابوداسیرجادوی سیاه چشمان دیگری شد
شایدهم توظالم بودی که مرابابی رحمی ازدیارمحبت خودبیرون راندی
کاش می گفتی که برای برای چه رفتی؟
اگرازچشم های گریون اگرازغم بیابون نمی گم نه اینکه نیست